خانه💥 / سرگرمی / متن شعر بهار دلکش و دلنشین آمد و یار و نوروز کودکانه از سهراب سپهری و اخوان

متن شعر بهار دلکش و دلنشین آمد و یار و نوروز کودکانه از سهراب سپهری و اخوان

شعر بهار

شعر بهار , شعر بهار کودکانه , شعر بهار دلکش , شعر بهاران خجسته باد 

در این مطلب از سایت علم سرا می خواهیم درباره متن شعر بهار دلکش و دلنشین آمد و یار و نوروز کودکانه از سهراب سپهری و اخوان در دسته سرگرمی برای شما صحبت کنیم . در ادامه با ما همراه باشید .

نرم نرمک میرسد اینک بهار

خوش به حال روزگار …

خوش به حال چشمه ها و دشتها

خوش به حال دانه ها و سبزه ها

خوش به حال غنچه های نیمه باز

♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥

ساقیا سایه ابر است و بهار و لب جوی

من نگویم چه کن ار اهل دلی خود تو بگوی

بوی یک رنگی از این نقش نمی‌آید خیز

دلق آلوده صوفی به می ناب بشوی 

سفله طبع است جهان بر کرمش تکیه مکن

ای جهان دیده ثبات قدم از سفله مجوی 

دو نصیحت کنمت بشنو و صد گنج ببر

از در عیش درآ و به ره عیب مپوی 

شکر آن را که دگربار رسیدی به بهار

بیخ نیکی بنشان و ره تحقیق بجوی 

روی جانان طلبی آینه را قابل ساز

ور نه هرگز گل و نسرین ندمد ز آهن و روی 

گوش بگشای که بلبل به فغان می‌گوید

خواجه تقصیر مفرما گل توفیق ببوی 

گفتی از حافظ ما بوی ریا می‌آید

آفرین بر نفست باد که خوش بردی بوی.

♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥

بهار ثانیه ثانیه میآید،

اینجا کسی هست که به اندازه شکوفه های بهاری

برایت آرزوهای خوب دارد 

عیدتون مبارک

♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥

من خراب گیسوان توام

لبخند که می زنی،

جهان سمفونی بی بدیلی می شود

که دلم را به پرواز در می آورد.

با نگاهت یخ روزگار ذره ذره آب می شود و

بهار و دلم بی تاب مهربانی های مُدامت

دست هایم را

لای موهایت که یله می کنم

شراب از سرانگشتانم عطر افشانی می کند

محبوب من !

من خراب میخانه ی گیسوان توام .

“امیر نقدی لنگرودی”

♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥

آدمی نیست

که عاشق نشود وقت بهار

وای از آن سال که بی یار بهارش برسد !

♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥

اصلا به اینجای اسفند که میرسد،

باید بزنی سر شانه خودت،

که این همه فکر و خیال و

دوندگی را رها کن!

بیا برویم نفس بکشیم؛

بوی بهار می آید.

♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥

کنون پرنده ی تو ــ آن فسرده در پاییز ــ

به معجز تو بهارین شده است و شورانگیز

 چنان به دام عزیز تو بسته است دلم

که خود نه پای گریزش بود نه میل گریز

♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥

بهار در راه است، لبریز از عطر بهار نارنج،

سرشار از شکوه علفزار با کوله باری از شکوفه های عشق،

سبزه های امید و ابرهایی که آبستن باران اند..

شاید خدا خواست و این بهار درخت آرزوهایمان جوانه بزند

♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥

بهار آمد و افسوس نیامدی تو هنوز،

بدون تو چه سیاه است سفیدی رخ روز

بیا که باتو زمستان، بهار شهر من است

بیا که باتو شود سال کهنه‌مان، “نوروز”

♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥

یامقلب،قلب من در دست توست

یامحول،حال من سرمست توست

کن تو تدبیری که در لیل و نهار

حال قلب من شود همچون بهار

یامقلب،قلب او را شاد کن

یامدبر، خانه اش آباد کن

یامحول،احسن الحالش نما

از بدیها فارغ البالش نما

شعر بهار سهراب , شعر بهارانه , شعر بهاری عاشقانه , شعر بهار نارنج حافظ

اگر تو امتداد بهار نیستی

پس این شکوفه‌های قلبم را از چه دارم

ببین چگونه عطر تن‌ت باران می‌شود

و من با بوی تو خلوت می‌کنم

اگر تو امتداد بهار نیستی

این پرنده چه می‌گوید

دارد دور قلبم می‌چرخد

زمین می‌خورد

بال‌ می‌زند

قلبم تند می‌کوبد

و من می‌ترسم بگویم

دوستت دارم

می‌ترسم زیاد به تو فکر کنم

می‌ترسم نامت را روی کاغذ بنویسم

آه، این‌ها‌ یعنی

من عاشقت شده ام…

♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥

می خواهمت

برای روزهای ابتدای پاییز…

عاشقت می شوم

در تک تک  جوانه های بهاری…

می بوسمت

در انتهای یک روز بلند تابستانی…

هزار بار

جان می دهم در گرمای آغوشت

میان هجوم دانه به دانه ی

برف های زمستانی…

و تو

هنوز نمی دانی که من

چقدر در تو زندگی می کنم!

♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥

روزگار همیشه بر یک قرار نمی ماند…

روز و شب دارد…

روشنی دارد…

تاریکی دارد…

پایین دارد…

بالا دارد…

کم دارد…

بیش دارد…

دیگر چیزی از زمستان باقی نمانده،

تمام می شود بهار می آید.

عیدتون مبارک

♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥

مثل باران بهاری

که نمی گوید کی،

بی خبر در بزن و

سرزده از راه برس…

♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥

بارالها عنایتی کن

در آستانه لبخند بهار

هیچ پدری شرمنده

هیچ بیماری درد دیده

هیچ چشمی اشکبار 

هیچ دستی محتاج

و هیچ دلی شکسته نباشد

♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥

به تو گفتم: «گنجشک کوچک من باش

تا در بهار تو من درختی پرشکوفه شوم».

و برف آب شد، شکوفه رقصید، آفتاب درآمد.

من به خوبی ها نگاه کردم و عوض شدم

من به خوبی ها نگاه کردم

چرا که تو خوبی و این همه اقرارهاست،

بزرگ ترین اقرارهاست.

من به اقرارهایم نگاه کردم

سال بد رفت و من زنده شدم

تو لبخندی زدی و من برخاستم

دلم می خواهد خوب باشم

دلم می خواهد تو باشم و

برای همین راست می گویم

نگاه کن

با من بمان…

“احمد شاملو”

♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥

صدای خنده های تو

افتادن تکه های یخ است

در لیوان بهار نارنج!

بخند …

می خواهم

گلویی تازه کنم …

مطالب مرتبط

شعر دلتنگیشعر بارانشعر صبح بخیر

متن شعر بهار دلکش و دلنشین آمد و یار و نوروز کودکانه از سهراب سپهری و اخوان
5 (100%) 1 vote[s]

درباره ی الهه موسوی

همچنین ببینید

مجموعه متن و اس ام اس برای بهترین دوست و رفیق

اس ام اس برای بهترین دوست   در این مطلب از سایت علم سرا می …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *