خانه💥 / سرگرمی / متن و شعر جدایی از عشق و دوست و رفیق و مادر گریه دار از مولانا

متن و شعر جدایی از عشق و دوست و رفیق و مادر گریه دار از مولانا

شعر جدایی

 شعر جدایی , شعر جدایی مولانا , شعر جدایی گریه دار , شعر جدایی از دوست

در این مطلب از سایت علم سرا می خواهیم درباره متن و شعر جدایی از عشق و دوست و رفیق و مادر گریه دار از مولانا در دسته سرگرمی برای شما صحبت کنیم . در ادامه با ما همراه باشید .

من از راهی دور

برای خواندن خواب های تو آمده‌ام،

من از راهی دور

برای گفتن از گریه های خویش

راهی نیست،

در دست افشانی حروف

باید به مراسم آسان اسم تو برگردم،

من به شنیدن اسم تو عادت دارم

من

مشق نانوشته ام به دست نی،

خواندن از خواب تو آموخته ام به راه

من

باران بریده ام به وقت دی،

گفتن از گریه های تو آموخته ام به راه

به من بگو

در این برهوت بی خواب و طی،

مگر من چه کرده‌ ام

که شاعرتر از اندوه آدمی ام آفریده اند؟

سیدعلی صالحی

♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥

تو شبی در انتظاری ننشسته‌ای چه دانی

که چه شب گذشت بر منتظران ناشکیبت

تو خود ای شب جدایی چه شبی بدین درازی

بگذر که جان سعدی بگداخت از نهیبت

♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥

بغضی که مانده در دل من وا نمی‌شود

حتی برای گریه مهیا نمی‌شود

بعد از تو جز صراحت این درد آشنا

چیزی نصیب این من تنها نمی‌شود

♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥

کاش یک نفر بود

که دوستم داشت

که دوستش داشتم

و همین را برای همیشه میگفت

و همین را برای همیشه میگفتم

همین دوستت دارم را

به همین سادگی…

♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥

دوستت داشتم

دوستت دارم

و دوستت خواهم داشت

از آن دوستت دارم‌ ها

که کسی نمی‌داند

که کسی نمی‌تواند

که کسی بلد نیست

♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥

نفرین به عشق و عاشقی

نفرین به بخت و سرنوشت

به اون نگاه که عشقتو

تو سرنوشت من نوشت

نفرین به من نفرین به تو

نفرین به عشق من و تو

به ساده بودن منو

به اون دل سیاه تو

♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥

چنان دل بسته ام کردی

که با چشم خودم دیدم

خودم میرفتم اما

سایه ام با من نمی آمد

♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥

ای آنکه دوست دارمت اما ندارمت

بر سینه می فشارمت اما ندارمت

ای آسمان من که سراسر ستاره ای

تا صبح می شمارمت اما ندارمت

در عالم خیال خودم چون چراغ اشک

بر دیده می گذارمت اما ندارمت

می خواهم ای درخت بهشتی، درخت جان

در باغ دل بکارمت اما ندارمت

می خواهم ای شکوفه ترین مثل چتر گل

بر سر نگاه دارمت اما ندارمت

♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥

بی قرار توام و در دل تنگم گله هاست

آه بی تاب شدن، عادت کم حوصله هاست

همچو عکس رخ مهتاب که افتاده در آب

در دلم هستی و بین من و تو فاصله هاست

آسمان با قفس تنگ چه فرقی دارد

بال وقتی قفس پرزدن چلچله هاست

بی تو هر لحظه مرا بیم فروریختن است

مثل شهری که به روی گسل زلزله هاست

باز می پرسمت از مساله ی دوری و عشق

و سکوت تو جواب همه ی مساله هاست

♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥

به خدا غنچه شادی بودم

دست عشق آمد و از شاخه ام چید

شعله آه شدم صد افسوس

که دلم باز به دلدار نرسید

♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥

ترسم که تو هم یار وفادار نباشی

عاشق کش و معشوق نگه دار نباشی

من از غم تو هر روز دو صد بار بمیرم

تو از دل من هیچ خبردار نباشی

♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥

دلا از دست تنهایی بجانم

ز آه و نالهٔ خود در فغانم

شبان تار از درد جدایی

کند فریاد مغز استخوانم

♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥

کاش میشد عشق را آغاز کرد

با هزاران گل یاس آن را ناز کرد

کاش میشد شیشه غم را شکست

دل به دست آورد نه اینکه دل شکست

شعر جدایی از رفیق , شعر جدایی و مرگ , شعر جدایی از مادر , شعر جدایی و تنهایی

دیدی ای دل که غم عشق دگر باره چه کرد ؟

چون بشد دلبر و با یار وفادار چه کرد

♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥

مشو، مشو، ز من خسته‌دل جدا ای دوست

مکن، مکن، به کف‌اند هم رها ای دوست

برس، که بی‌تو مرا جان به لب رسید، برس

بیا که بر تو فشانم روان، بیا ای دوست

بیا، که بی‌تو مرا برگ زندگانی نیست

بیا، که بی‌تو ندارم سر بقا ای دوست

چه کرده‌ام که مرا مبتلای غم کردی؟

چه اوفتاد که گشتی ز من جدا ای دوست؟

♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥

ترسم که تو هم یار وفادار نباشی

عاشق کش و معشوق نگه دار نباشی

من از غم تو هر روز دوصد بار بمیرم

تو از دل من هیچ خبردار نباشی

♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥

این ابرها را

من در قاب پنجره نگذاشته ام

که بردارم

اگر آفتاب نمی‌ تابد

تقصیر من نیست

با این همه شرمنده توام

خانه ام

در مرز خواب و بیداری ست

زیر پلک کابوس‌ ها

مرا ببخش اگر دوستت دارم

و کاری از دستم بر نمی‌آید

♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥

روز و شب خون جگر می‌خورم از درد جدایی

ناگوار است به من زندگی، ای مرگ کجایی

چون به پایان نرسد محنت هجر از شب وصلم

کاش از مرگ به پایان رسدم روز جدایی

♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥

به من بازگرد ای چو جان و جوانی

که تلخست بی تو مرا زندگانی

من اندر فراق تو ناچیز کردم

جمال و جوانی، دریغا جوانی

دریغا تو کز پیش رویم جدایی

دریغا تو کز پیش چشمم نهانی

مطالب مرتبط

شعر بهار عاشقانهشعر باران عاشقانهشعر دلتنگی عاشقانهشعر غمگین عاشقانه

متن و شعر جدایی از عشق و دوست و رفیق و مادر گریه دار از مولانا
5 (100%) 1 vote[s]

درباره ی الهه موسوی

همچنین ببینید

شروع یک بیت اول شعر با ش و شب و شقایق برای مشاعره

شعر با ش   در این مطلب از سایت علم سرا می خواهیم درباره شروع …

یک دیدگاه

  1. آنجا که می‌رفتی، کاش گیر می‌کرد..
    کلید توی قفل،
    پیراهنت به در،
    دلت پیشِ من..!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *